احمد بن محمد ميبدى

348

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

وَ يَسْتَحْيُونَ نِساءَكُمْ وَ فِي ذلِكُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ . به ياد بياوريد كه ما شما را از كسان فرعون رهانيديم كه به شما عذاب مىرسانيدند ، پسران شما را مىكشتند و زنان شما را زنده مىگذاردند و در آن آزمايشى بود از خداوند آزمايشى بزرگ ! 142 - وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَ قالَ مُوسى لِأَخِيهِ هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ . موسى را سى شب وعده داديم و آن را به ده شب ديگر كامل كرديم تا ميقات مقرر خداوند سپرى شد و موسى هم برادرش را گفت : تو جانشين من باش ( در غيبت من ) و با مردم اصلاح و مهربانى كن و راه تباه‌كاران را پيروى مكن ! 143 - وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانِي . و چون موسى به ميقات ( جاى مقرر ) آمد و خداوند با او سخن گفت ( بىترجمان و واسطه ) گفت : خداوندا ، خودت به من بنما تا نگرم ! خداوند گفت : هرگز مرا نخواهى ديد لكن به كوه نگاه كن اگر در جاى خود آرميد مرا خواهى ديد ! فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ . چون خداوند در كوه تجلّى نمود و خود را به كوه نمود ، كوه از هيبت خرد و تكه‌پاره شد و موسى بىهوش بيفتاد ! پس چون به هوش آمد گفت : خدايا ، پاكى و بىعيبى تور است ، من به تو بازگشتم و توبه كردم و من نخستين گروندگانم ! 144 - قالَ يا مُوسى إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسالاتِي وَ بِكَلامِي فَخُذْ ما آتَيْتُكَ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ . خداوند فرمود : اى موسى ، من تو را بر مردمان به پيغامهاى خويش و سخن گفتن خويش با تو برگزيدم ، پس بگير آنچه را به تو دادم و از سپاس‌گزاران باش ! ( تفسير ادبى و عرفانى ) 137 - وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ . آيه . هركه را روزى از بهر خدا خاك مذلّت بر سر آيد ، به زودى او را تاج كرامت و عزّت بر فرق نهند ، هركه رنج برد روزى به سر گنج رسد ، هركه غصّه محنت كشد ، شراب محبّت چشد ، آن مستضعفان بنى اسرائيل كه روزگارى در دست قهر فرعون گرفتار بودند ، ببين تا سرانجام كار ايشان چون بود ؟ و بر ولايت و مملكت فرعونيان چون دست يافتند و به سرا و وطن ايشان نشستند ! وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنى عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ بِما صَبَرُوا . آيه . اين نعمت به آن سبب به آنها داديم كه در بلاها و مصيبتها صبر كردند و دانستند كه صبر كليد فرج است و سبب زوال ضيق و حرج ! صبر ترياق زهر بلا است و كليد گنج و مايهء تقوى و محل نور فراست ، صبر همه خير است ، صبر از حق است و به حق ! و امر به صبر فرمان به عبوديّت است و صبر به خدا اخبار از حق ربوبيّت است و امر به صبر و ارجاع صبر به خداوند ، همه در جاى خود تكليف و تعريف و تعنيف و تخفيف است . 142 - وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً . آيه . چه عزيز است وعده دادن در دوستى ؟ و چه بزرگوار است نشستن در وعده‌گاه دوستى ؟ چه شيرين است خلف وعده در مذهب دوستى ! پير طريقت گفت : وعدهء دوستان اگر تخلّف شود ، خود نوعى تدنّس است چه كه وعده واپس داشتن و روزها در پيش وعده افكندن جز در مذهب دوستى نه‌پسنديدند كه در دوستىها بىوفائى عين وفا است ، نبينى كه خداوند با موسى